رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از آوریل, ۲۰۲۰

ماندن در خانه

خانه یعنی، آن‌جا که ما خودمانیم. به همین خاطر است که در این جمله، در خانه بمانیم، بار منفی‌ای نمی‌یابم. خانه اغلب یک مکان نیست. به گمانم شخص است. آدمی که ما در کنارش آن‌طور زندگی می‌کنیم که می‌خواهیم. یا نشانه‌ها و رازها. خانه‌ی آدم می‌تواند اندازه‌ی زاینده‌رود باشد. یا انگشتری یادگاری. آدمی می‌تواند خانه‌ش را بردارد، با خودش ببرد. یا آن‌که گم کند. گم‌شده یعنی آن‌که از خانه دور افتاده. تفاوت ساده‌ای بین گردشگران و ماجراجویان. گردشگران جایی گم می‌شوند که ماجراجویان خانه‌ی خود یافته‌اند.  داستان پرندگان عطار را یادتان هست؟ پرندگان از خانه راه افتادند یا به سمت خانه؟ آن‌که سیمرغ را پیدا می‌کند، بی‌گمان فکر می‌کند که خانه را یافته. من نمی‌دانم خانه‌ام دقیقا کجاست. من عمری سرگردانِ عالم و آدم بوده‌ام. اما هیچ‌وقت حس گم شدن نداشته‌م. انگار که خانه همین سرگردانی بوده. دوست‌داشتن و اعتماد و رنج و برهه‌ای افسردگی و بعد شلنگ‌‌تخته انداختن. به عادت هم فکر کرده‌ام. جمله‌ی راسکولنیکف رو یادتان هست؟ «آدمیزاد، موجود لعنتی‌ای که به همه‌چیز عادت می‌کند.» و فکر کرده‌ام، خانه آن‌جاست که عادت داریم؟ با…
Hermit Bob: The dead just don’t want to die today. Reanimated and all jacked up, just like those ants. The end of the world. I guess all them ghost people plumb lost their goddamn souls. Must have traded them away, or sold them for gold, or whatnot. New trucks, kitchen appliances, new trousers, Nintendo Game Boys, sh*t like that. Just hungry for more stuff


Hermit Bob: Oh, down they go. The sad end of Cliff and Ronnie. What a f*cked up world.
The Dead Don’t Die (2019)